1-توجه به مفهوم « تجربه » و نقش آن در حصول معرفت و آگاهی است ( پارکر ص71).

2-وجود انسان به غالب بدن ریخته شده یا تجسد یافته است . هر یک از ما با زیستن در غالب بدن هایمان ، جهان را بی واسطه و به صورتی منحصر به فرد تجربه می کنیم (پارکر ص71).

3-وجه مشخصه موجود انسانی همین رابطه دیالیکتیکی بین زمان و مقرر و معین بودن تجربه است ، یعنی رابطه دیالیکتیکی بین زبان و پیش بینی بودن و پیش متأملانه بودن و پیش گفتمانی بودن [ تجربه ] ازیک سو و متأملانه بودن و گفتمانی بودن [زبان ] از سوی دیگر (پارکر ص71).

4-انسان ها صرفاً به تفسیر تجربه شان از جهان نمی پردازند بلکه به نحو فعالانه آن را [مساوی جهان را ] ایجاد می کنند . «ذهن » از یک موضوع برتر و مجزا به تعمق در جهان نمی پردازد بلکه با جهان به عنوان دغدغه عملی یک کنش گر دارای بدن مواجه می شود که در موقعیتی زمانی و فضایی قرار دارد ( پارکر ص72).

5-ملاحظه می شود که افراد نوعاً به شیوه هایی عمل می کنند که تا حد زیادی ، قابل پیش بینی است . به نظر می رسد که آنان در تشخیص اینکه چه مار باید انجام دهند یا آن را چگونه باید انجام دهند چندان مشکلی ندارند و مشورت و تبادل نظر فقط هنگامی ضرورت پیدا می کند که آنان در بمانند یا دچار باشند برای کسی که در آن موقعیت مشارکت ندارند موضوع را توضیح دهند ( پارکر ص73).

6-افراد را باید موجود جمعی به حساب آورد و یکی از وظایف اصلی نظریه اجتماعی هم بحث در مورد چگونگی الگومند شدن افراد و نحوه عمل آنان است (پارکر ص73).

7-اصول موضوعه ذهنیت باوری ، یعنی وجود فرد عام ، خلاق ، عقلانی ، حسابگر ، خودفرمان ، و معطوف به نفع شخصی مردود است در عوض توانایی های عاملیت، از طریق « قرار گرفتن در یک مقام » و جایگاه اجتماعی و از خلال اجتماعی شدن در چارچوب ساخت منابع در حال رقابت تاریخی حاصل می شود ( پارکر ص78).

8-شیوه بوردیو را در مرتبط ساختن عاملیت با ساخت و تبیین تاریخ ارزیابی کنیم . اوضاد و تقابل فاعل شناسنده و اعیان موضوع شناسایی را رد می کند ( پارکر ص79).

9-توانایی عاملان برای تعیین اعضای تأمین منافع نیز به دلیل برتری و فروتری نسبی آنان از لحاظ توضیع قدرت در درون میدان های رقابت تحت الزام و اجبار قرار می گیرد (پارکر ص80).

10- مسلط ها و زیر سلطه ها به طور مداوم ساخت ها و جایگاه مربوط به خود را در این ساخت ها باز آفرینی می کنند ( پارکر ص81).

11- مسلط ها یاد گرفته اند که چگونه مزایای خود را حفظ کنند و زیر سلطه ها نیز آموخته اند چگونه از اندک دار و ندار و آبرو و احترام خود دفاع کنند ( پارکر ص81).

12- عاملان به عنوان کسانی که از این نظم ها متنفع می شوند از قدرت خود برای دفاع از داشته های خویش یا افزایش آن استفاده می کنند و این امر سبب تجدید آرایش در درون این ساخت های توضیعی و موجب تغییراتی در عادت ها و ابتکارت این میدان ها و در درون خود این میدان ها می شوند .