1-استناد به مفهوم « شدن » بسیار اهمیت دارد زیرا در مفهوم « شدن » عمل در حکم مرتبط کننده لحظات زمان و سطوح تاریخ محسوب می شود (پارکر ص 74).

2-شدن ما از طریق عمل تحقق می یابد ، در شدن دیگر سکون و وقفه وجود ندارد ، و ما ناچار با جریان عمل پیش می رویم ، عمل ، گذشته ، حال و آینده را به یکدیگر مرتبط می کند و پاره ای از آینده را به منصه ظهور می رساند . عمل در زمان پدیدار می شود (پارکر ص 74).

3-عمل افراد متضمن عمل های تاریخاً شکل گرفته است و بر عکس : عمل زمان حال به وسیله تاریخ غالب بندی شده و غالب های تاریخی نیز در زمان حال ساخته می شود (پارکر ص75).

4-عمل کلید فهم تاریخ است . عمل پایگاهی ایجاد می کند که از این پایگاه می توان هر نظریه ای را که مدعی باشد تاریخ را می توان با تقدم قائل شدن برای تنها یک یا چند عنصر نسبتاً دو به دو متضاد قلمداد شد درک کرد ، مورد تاخت و تاز قرار داد (پارکر ص75).

5-تضاد و تقابل عینیت باوری و ذهنیت باوری را واژگون می سازد ( پارکر ص75).

6-(( از ترکیب موجبیت انگاری و آزادی و از تلفیق الگوهای قابل پیش بینی و تغییر و تحولات غیر قابل پیش بینی و امور تاریخی نو ظهور ( که مشخصه جهان اجتماعی هستند که تجربه مردم شناسانه و تاریخ آشکار کرده است )، چه موجودیت ها چه فرایندهایی می باید حاصل شوند ؟ چه چیز عمل را امکان پذیر می سازد ؟ (پارکر ص76).

7-هر کنش تاریخی ،دو حالت از تاریخ را با یکدیگر جمع می کند : تاریخ عینی یعنی تاریخ که با گذشت زمان اموری چون . . . نظریه ها ، آداب و رسوم ، قوانین ، و غیره بر روی یکدیگر انباشته می شود و تاریخ متجسد ، یعنی تاریخ تجسد یافته در غالب عادت ها . عادت ها ، تصاحب و تصرف میراث تاریخی را امکان پذیر می سازد ( پارکر ص78).

8-هنگامی که « عاملانی که در تاریخ خاصشان آنان را مستعد به عهده گرفتن مسئولیت کرده است » و کسانی که « اوصاف مناسب را برای ایفای نقش در این جهت دارند » بار مسئولیت را تقبل کنند ، « تاریخ عینی » به تاریخ اجرا شده بدل می شود . . . هنگامی که همین تاریخ در عادت ها و زیست گاه ها و در خصلت ها و مقام ها خانه می کند . . . تاریخ در مقام « فاعل شناسنده » خود را به منزله موضوع شناسایی کشف می کند ( بوردیو ،1981 : 306). به نقل از (پارکر ص78)

9-از دیدگاه بوردیو ، اصول موضوعه ذهنیت باوری ، یعنی وجود فرد عام ، خلاق ، عقلانی ، حسابگر ، خود فرمان و معطوف به نفع شخصی مردود است . در عوض توانایی های عاملیت ، از طریق « قرار گرفتن در یک مقام » و جایگاه اجتماعی شدن در چارچوب ساخت منافع در حال رقابت تاریخی حاصل می شود ( پارکر ص78).

10- ساز و کار مورد نظر ساخت باوری تکوینی بوردیو ، عاملیت تاریخی یا « عادتعمل است و از این رو هیچ نتیجه ای به صورت خودکار حاصل نمی شود (پارکر ص78).

11- عاملیت خلاقانه ، از قدرت برخوردار است ، اما به وسیله عادت ها مجبور و ملزم می شود . آنچه به عاملیت قدرت می دهد ، قابلیت تعقیب منافع در مقام فردی از افراد یک طبقه یا یک گروه است (پارکر ص 79).