فوکو در زمینه های متنوع و گسترده ای اظهار نظر کرده است بنابراین نمی توان گفت که او در یک حوزه مشخص به تحقیق پرداخته نوشته های او به تاریخ ، جامعه شناسی ، فلسفه ، سیاست روان شناسی ، روان درمانی ، طب ، حقوق و قلمروهای متعدد دیگری مربوط می شود . که به تمامی یا اکثر آنان به صورت علمی بررسی نشده بلکه به صورت مسائل حاشیه ای به بررسی آنها پرداخته است.

عده ای سبک نوشتاری او ستوده و عده ای نقد کرده اند ولی این مبرهن است که سبک خاص نوشتاری و نویسندگی او و محتوای اندیشه او فهم او را دشوار کرده است احتمالاً اولین حالت ماهیت نو و کاملاً بدیع و به تعبیری انقلابی اندیشه های فوکو که انقلابی علیه سنت فکری موجود در غرب را برداشت می کند او جایگاهش را به زمان بعد تجدد می دارد . او تمام دیدگاه ها و تفسیر های خود را تغییر می دهد  به همین دلیل داوری در مورد او را دشوار می سازد .

هدف او که در سطور پایانی فصل اول کتاب « انضباط و تنبیه : تولد زندان » آمده : تاریخ نویسی زمان حاضر یا « تاریخ حال می باشد .

می خواهد بداند انسانی که هم اکنون در غرب زندگی می کند چگونه است و تحت تأثیر چه شرایط و عواملی آنچه اکنون هست شده است .

« چگونه ما ، ما شدیم ؟ » و چگونه انسان ها به مفاهیم دیوانگی ، عقل ، سلامت ، و بیماری دسته بندی شده اند و تاریخی که طی آن انسان ها از مسیر اخلاقی و رفتار های اخلاقی صورت کنونی خویش را ساخته اند و اینکه انسان ها در زمان حال نمی توانند تصور کنند جز صورت کنونی ، صورت و یا وضع دیگری هم می توانست وجود داشته باشد . از لحاظ موضوعاتی که فوکو بر روی آنها کار کرده است می توان آنها را به سه محور تقسیم کرد .

1-   حقیقت 2- قدرت و خود ، یا علم 3- سیاست و اخلاق می باشد .

در محور اول ، حقیقت، می خواهد بداند چگونه درک انسان معاصر از حقیقت به طور مشخص چگونه علوم جدید شکل گرفته و به صورت کنونی در آمده است و تأثیر علوم جدید به شکل دهی درک انسان از خود و جهان پیرامون یعنی ما آن چیزی می شویم که این علوم از ما به عنوان موضوعات شایسته تحقیق خود ساخته اند .

در محور دوم ، تحلیل و درک قدرت و سیاست در زمان حاضر و چگونگی نقش آفرینی آن در شکل دهی به ما ، تصویر ما از خود و چگونگی اعمال نقش آن در شکل دهی به افرادی  که در تعامل با ما قرار می گیرند. و رابطه تنگاتنگ سیاست و قدرت .

در محور سوم ، مسأله نفس و اخلاق می باشد یعنی نقشی که خود و اخلاق درایجاد هویت شخصیت ویژه افراد دارد .

فوکو در کتاب ما قبل آخرش مطالعاتی در مورد جنسیت داشته که در آن تلاشی برای جدا کردن بعضی وجوهی می باشد که ممکن است برای [ نوشتن ] تاریخی در باب حقیقت مفید بیافتد . او حقیقت را آن طور که در حوزه علم و آموزش وجود دارد علاقه مند نبود .

بلکه « بازی های حقیقت و خطا که از طریق آن هستی به لحاظ تاریخی به عنوان تجربه ساخته می شود مد نظر دارد .

در مرحله دیرینه شناسی فوکو چهار اثر از خود بر جای می گذارد به ترتیب « دیوانگی و تمدن » ، « تولد درمانگاه » ، « نظم اشیاء » و « دیرینه شناسی دانش » مرحله بعدی از تطور فکری فوکو مرحله ای است که با عنوان تبار شناسی مشخص شده است . این مرحله با انتشار کتاب « انضباط و تنبیه » مشخص می شود.( (ص9تا25)