خلاصه صفحه 125تا 151 کتاب کارل مارکس زندگی و دیدگاههای او                           

                                         کارمزدی و سرمایه 

وقتی سرمایه افزایش یابد شمار کارگران مزدی افزایش می یابد . رشد سریع سرمایه تولیدی ، پیش فرض  افزایش چشمگیر مزد هاست . رشد سریع سرمایه تولیدی سبب می شود تا ثروت ، تجمل  ، نیازهای اجتماعی و بهره مندی های اجتماعی به همان سرعت رشد کنند. بنابراین گرچه بهره مندی های اجتماعی به همان سرعت رشدکنند.بنا براین گر چه بهرمندی کارگرافزایش یافته است ،اما رضایت مندی اجتماعی ناشی از آن در مقایسه با بهره مندی های فزاینده سرمایه دارکه قابل دستیابی برای کارگرنیست ،در مقایسه با تکامل عمومی جامعه کاهش یافته است .

آیا مزد فقط توسط بهای پولی آن تعیین می شود ؟مزد اسمی یا بهای پولی نیروی کار ،با مزد واقعی یا مقدارکالایی که عملا" در عوض مزدبه دست می آید یکی نیست .پس اگرصحبت ازافزایش یا کاهش مزدهامی کنیم باید نه تنها بهای پولی نیرو کار،مزد رسمی ،بلکه مزد واقعی را هم مد نظر داشته باشیم .اما روابط موجود در مرزها ن بامزد اسمی یعنی مقدارپولی که کارگر نیروی کار خودرا به ازای آن به سرمایه دارمی فروشدونه با مزد واقعی یعنی مجموع کالایی که کارگربا این پول می تواند بخرد،پایان میپذیرد.

قانون عمومی حاکم بر صعود ونزول مزدهاوسود در رابطه متقابل شان با هم چیست ؟

این است که این دو نسبت عکس با هم دارند .به همان نسبت که سهم کار یعنی مزد کاهش یابد ،سهم سرمایه افزایش می یابد وبالعکس. به همان اندازه که مزد کاهش یابد سود افزایش می یابد و به همان نسبت که مزدها افزایش یابد ،سود کاهش می یابد.اگر در چارچوب روابط سرمایه وکارمزدی در تقابل کامل با هم باقی خواهند ماند.

این شرایط که از رشد سرمایه ی تولید ی جدائی ناپذیراست ،چه تاثیری بر تغییر مزدها دارد؟

تقسیم کارشدیدتر،یک کارگرراقادر می کند کارپنج ،ده یا بیست کارگر را انجام دهد .بنا براین رقابت میان کارگران را پنج ،ده،بیست برابرمی کند.نه از طریق فروش ارزان تر خود با هم رقابت می کنند بلکه با انجام کارپنج ،ده یا بیست نفر توسط یک نفر نیز به رقابت با هم بر می خیزند بدین ترتیب سرمایه با به کار گرفتن تقسیم کار وتشدید دائمی آن کارگران را به رقابت باهم وا می دارد.  به علاوه با گسترش تقسیم کار کار  ساده تر می شود و مهارت ویژه کارگر بی ارزشتر می شود . بنابراین هرچه کار ناخوشایند تر و نفرت انگیز تر می شود رقابت بیشتر و مزدها کمتر می شود درنتیجه بیشترکارکند مزد کمتری دریافت می کند آنهم به این دلیل ساده که با رقابت با همکارانش آنها را به رقیبانی تبدیل میکند که ناگزیرند  خودرا  با همان شرایط  به سرمایه دار بفروشند و سرانجام کارگر  به مثابه ی عضوی از طبقه کارگر  با خودش رقابت می کند .

ویژه گی جنگ صنعتی این است که پیروزی در نبردهایش بیشتر با اخراج ارتش کارگری صورت میگیرد تا با استخدام آنها . رقابت ژنرالهای این جنگ یعنی سرمایه داران به این صورت است که کدام یک بیشتر می تواند سرباز صنعتی اخراج کند .

اما گفته میشود که کارخانجات بجای هر مردی که بدلیل ورود ماشین اخراج می کنند ، ممکن است سه کودک و یک زن را استخدام کنند .

 آیا مزد کارگر مرد نمی بایست برای  تامین  معیشت سه کودک و یک زن کفایت کند ؟

آیا مزد حداقل نمی بایست برای تامین معاش خانواده و تولید نسل کافی باشد ؟

این اظهارات  محبوب بورژوازی چه چیزی را میخواهد ثابت کند ؟

 چیزی را ثابت نمی کند جز این که اکنون برای تامین معاش یک خانواده ی کارگری ، زندگی بسیار از کارگران چهار  برابر سابق مصرف می شود سرمایه تولیدی هر چه بیشتر رشد کند تقسیم کارو کاربرد ماشین ها گسترش بیشتری پیدا می کند هر چه تقسیم کار و کاربرد ماشین ها گسترش بیشتری پیدا کند رقابت میان کارگران شدت بیشتری می یابد و مزد نها روبه کاهش می گذارد .

علاوه بر آن طبقه کارگر  اعضای جدیدی از طبقات بالاتر جامعه را نیز جذب می کند انبوه صاحبان صنایع کوچک و خرده مالکان به صفوف کارگران پرتاب می شوند و اینان چاره ای ندارند جز درازکردن  ملتمسانه ی  دست خود برای کار  بهمراه کارگران .بدین سان درحالیکه جنگل  درازکنندگان دست برای کار هرچه ضخیم تر می شود  تک تک دستها لاغرتر می شود . خرده مالکان ( رانت خوران کوچک ) با بهره ثروت خود قادر به بقا ء  نیستند و ناچارند  وارد صنعت شوند و درنتیجه انبوه صاحبان صنایع خرد یعنی صفوف داوطلبان پرولتر شدن روز به روز فشرده تر می شوند .  

اگر سرمایه سریعا" رشد کند رقابت به طور غیر قابل مقایسه ای شدت میگیرد یعنی وسائل اشتغال و وسائل معیشت طبقه کارگر  بهمان نسبت بیشترکاهش می یابد  با وجود این ، رشد سریع سرمایه مطلوبترین وضعیت برای کارمزدی است .