جامعه شناسی معرفت به عنوان یکی از حوزه های جامعه شناسی با ریشه ها و خاستگاههای اجتماعی و گروهی اندیشه ها و افکار سرو کار دارد. این حوزه از جامعه شناسی در طول تاریخ کوتاه خود، همه عرصه های اندیشه(معرفت، افکار، نظریه ها و شیوه های اندیشه) را در برگرفته و درصدد فهم این مسئله برآمده است

که چگونه ساحتهای اندیشه با نیروهای سیاسی و اجتماعی خاص سروکار دارند و اینکه چگونه حیات ذهنی یک گروه از افراد در بطن نهادها و گروه هایی که در آنها زندگی میکنند و فعالیت دارند شکل میگیرد. در حال حاضر نیز این رشته نه تنها با ایده ها و اندیشه های معروف مربوط به جامعه و دانش رسمی سروکار دارد، بلکه شامل اندیشه های نیز میشود که به عرصه ی زندگی روزمره مربوط میشود و در واقع میتوان گفت همان دانش غیر رسمی دربارۀ جامعه است.

اصطلاح جامعه شناسی معرفت1 برای نخستین بار در سالهای 1924 و 1925 از سوی شلر(1928-1974)(شلر[1924]،1928، 1992) و مانهایم(1947-1983) (مانهایم[1924]1952) بکار رفت. از همان آغاز این حوزه از جامعه شناسی به مسائلی می پرداخت که ارتباط  بسیار نزدیکی با تاریخگرایی و فلسفه اروپایی داشت. از بسیاری جهات، این نوعی توصیف دقیق از جامعه شناسی معرفت نمایانگر فلسفه آلمانی قرن نوزدهم است که به مسایل پیرامون نسبی گرایی میراث کارل مارکس، فردریک نیچه و تاریخنگاران میپرداخت، افرادی که در طول دهه های1890 تا 1930 تاثیر زیادی بر علوم اجتماعی آلمان داشتند. هرکدام از این بنیانگذاران اولیه  به شیوه خاصی رابطه تعیین کنندگی بین اندیشه و جامعه و بین معرفت و ساختار اجتماعی را مورد بررسی قرار دادهاند. از نظر شلر و مانهایم، جامعه شناسی معرفت به مثابه روشی تاریخی و تجربی می تواند به حل مناقشات شدید مربوط  به ایدئولوژیهای آلمان وایمار کمک نماید که به انقلابات اجتماعی و سیاسی قرن نوزدهم انجامید و به دنبال آن گروه های متخاصمی تشکیل گردید که نبردهایشان کاملاً فکری و ریشه در جهانبینی های متضاد داشت. علاوه براین شلر و مانهایم، برخلاف ماهیت حقیقت در درون سنت نسبی گرایی، معتقد بودند که حقایق ریشه در فرایندهای اجتماعی و تاریخی دارد. شلر و مانهایم که از اعضای نسل روشنفکران اروپایی بعد از جنگ بودند، به این مسئله توجه داشتند که معرفت شناسی در حال ناپدید شدن است و جامعه شناسی معرفت جایگزین آن میشود. در عین حال آنها بر این اعتقاد بودند که روشنفکران نقش مهمی در سیاست و اندیشه ایفاء می کنند.


ضرورت و فوریتی که بوسیله آن محققان جامعه شناسی معرفت خاستگاه های اجتماعی اندیشه ها را مورد مطالعه قرار میدادند جای خود را به پذیرش گستردهای مفروضات مربوط به ریشههای اجتماعی افکار، ایدئولوژیها و جهانبینیها داد. جامعه شناسی معرفت با استفاده از مفاهیم وبری به مطالعه امور غیر مهم  مربوط به کردارها و ساختارهای نهادینه شدهی علوم اجتماعی مدرن پرداخت. بسیاری از نظرات مطرح شده توسط شلر، مانهایم و سایر محققان اولیه این حوزه( مثلاً در ایالات متحده توسط کسانی مثل فلوریان زنانسکی، سی. رایت میلز و ادوراد شیلز) امروزه به عنوان طرحهای تحقیقاتی برای بسیاری از دانشمندان اجتماعی و نیز متخصصان سایر رشتهها مثل حوزههای فرعی تاریخ اندیشه، روانشناسی اجتماعی، مطالعات اجتماعی علم، نظریه های فمینیستی و مطالعات فرهنگی عمل میکند. حتی اهمیتی که مانهایم برای مسئله نسبی گرایی به عنوان وضعیت خطرناک معاصر2 قایل می شد امروزه به یک واقعیت مسلم تبدیل شده است. امروزه بر خلاف گذشته، در جهان آکادمیک رایج است که جامعه شناسی معرفت مقدمات مباحث مهم مربوط به ادعای " اجتماعی بودن ذهن" را فراهم می نماید.

منبع :اینترنت

جامعه شناشی ایران نوشته مونتگموری و بورگاتا    ترجمه:بهمن باینگانی