((بوردیو برای توصیف آثار خودش ، تعبیر نظریه « ساخت باوری تکوینی » را به « ساخت یابی » ترجیح می دهد . او به شکلی گسترده ، و از نظر من به درستی از اساس به سراغ همان مسائل بنیادین نظریه اجتماعی می رود که گیدنز و پیشینیان او رفته اند)) ( پارکر ،1386 : ص69).

((یکی از شیوه های مفید برای طرح آرای بوردیو توجه به مفهوم «تجربه » و نقش آن در حصول معرفت و آگاهی است . اساس اندیشه او را این رأی تشکیل می دهد که وجود انسان به غالب بدن ریخته شده یا تجسد یافته هریک از ما با زیستن در غالب بدن هایمان جهان را بی واسطه به صورتی منحصر به فرد تجربه می کنیم . ما در این جهان به خصوصیات و مبدل های ثبت و ضبط کننده ای مجهز هستیم که با عناوین مختلفی چون « آگاهی » ، « ادراک » ، « احساس » ، و « شهود » توصیف شده اند . تجربه ما از جهان بی وقفه « جریان دارد » و ما با بهره گیری از زبان و بیان رابطه و نسبت این تجربه با جامعه آن را مورد تفسیر قرار می دهیم . حاصل کار نوعی آگاهی و معرفت است از نظر بوردیو و نیز سنت های پدیدار شناسانه و عمل باورانه ای که او از آنها بهره می گیرد وجه مشخصه موجود انسانی همین رابطه دیالیکتیکی بین زبان و مقرر و معین بودن تجربه است)) (پارکر، 1386 :ص71).

از دیدگاه بوردیو ، اصول موضوعه ذهنیت باوری ، یعنی وجود فرد عام ، خلاق ، عقلانی ، حساب گر ، خود فرمان و معطوف به نفع شخصی مردود است . در عوض توانایی های عاملیت از طریق گرفتن در یک مقام و جایگاه اجتماعی و از خلال اجتماعی شدن در چارچوب ساخت منافع در حال رقابت تاریخی حاصل می شود . اصول موضوعه عینیت باوری یعنی وجود ساز و کار هایی که کما بیش به صورت خود کار عمل میکنند تا ساخت های تاریخی را حفظ کنند ، نیز مورد انکار قرار می گیرد و به جای آن از این نگرش دفاع می شود که این ساز و کار ها صرفاً به این دلیل وجود دارند که عاملان می دانند که چگونه از آنها به صورت عملی در موقعیت های پیوسته در حال تغییر استفاده کنند . ساز و کار مورد نظر ساخت باوری تکوینی بوردیو عاملیت تاریخی یا « عادت عمل » است و از این رو هیچ نتیجه ای به صورت خودکار حاصل نمی شود)) (پارکر، 1383 :ص78).

(( . . . عقلانیت یک منبع واقعی تفاوت بین صدق و کذب است که

   نمی توان آن را با تفاوت بین آنچه قدرت به برخی منافع اجتماعی اهدا می

 کند یا نمی کند ، معادل انگاشت . این امر این مدعا را تقویت می کند که

تفاوت هایی واقعی وجود دارند که صرفاً معدول « اصول مولد مختلف »

مورد نظر بوردیو یعنی رقابت برای قدرت اجتماعی نیستند)) (پارکر،

1383 : ص86 ).